تبليغاتX
روش های خداوند در درمان

... او براى شفاى بيمارى‏ها و حل مسائل افراد از روش خاصى جز دعا و اقتدار بسيار عظيم كلام خود استفاده نمى‏كند اگرچه بعضى از كسانى كه او را مى‏شناسند معتقدند كه اساس روش او، اسماء اعظم (اسامى اسرارى و نام سرّى خداوند) است و اثرات معجزه‏آساى دعا و كلام او را بر همين مبنا تفسير مى‏كنند اما عده ديگرى از نزديكان او اعتقاد دارند كه قدرت‏هاى الهى او مستقيماً ناشى از روح بزرگ و الهى است كه در او قرار دارد. اين اعتقاد توسط دسته اول نيز كاملاً تأييد و مورد قبول واقع شده اما تأكيد آن‏ها بر استفاده از اسماء سرّى بيش‏تر است.

... او نخواسته است تا در ميان عامه مردم شناخته شود بلكه تنها براى آن عده از مردم شناخته شده كه آمادگى و ظرفيت لازم را براى برخورد با او داشته‏اند و روحاً پذيراى او بوده‏اند.

ادامه دارد ...

برگرفته از سايت شفا

www.shafaa.com
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 16:7  توسط جستجوگر  | 

در گزارشات و تجربياتى كه از طرف بعضى از افراد (در اينباره) ثبت شده است مواردى به چشم مى‏خورد كه حكايت از قطع كامل اميد پزشكان و رد شدن موضوع با دانش پزشكى دارد مانند شفاى بيمارى سرطان پيشرفته، بعد از قطعيت مدارك پزشكى و نظر متخصصان؛ شفاى سكته شديد مغزى بعد از نظريه گروه پزشكان مبنى بر حتمى بودن مرگ بيمار و قطع كامل اميد آنان از وى؛ زنده شدن شخصى بعد از خفگى و غرق شدن در آب؛ جوش خوردن آنى (طى چند لحظه) استخوان‏ها در حاليكه طبق نظر پزشكان اين جوش خوردن به دليل خرد شدن استخوان‏ها (از قسمت‏هاى مختلف) بعيد بوده و در صورت احتمال آن، به ماه‏ها وقت نياز داشته؛ درمان آنى خونريزى وسيع مغزى؛ نجات از مرگ قطعى، مثلاً در يكى از اين حوادث تجربه شده همراهان وى تصديق كرده‏اند كه او نوزادى را كه از فاصله بلندى (در حد يك صخره پرتگاهى بلند) به پايين پرت شده و با سر به زمين برخورد كرده بود و در معرض خردشدگى شديد جمجمه و استخوان‏ها و خونريزى وسيع مغزى قرار داشت، در آغوش گرفت و سر خود را بر او گذاشت. پس از انتقال كودك به بيمارستان كه مرگ وى تقريباً قطعى بود و بعد از چند ساعت پزشكان اعلام كردند كه حال نوزاد كاملاً طبيعى است و او را به خانه منتقل كردند. در چند مورد او حتى با ديدن عكس اشخاص يا از طريق صحبتى تلفنى، جريان شفادهنده را به بيمار منتقل كرده است و در چند مورد بيماران را از اين طريق شفا داده است. بعضى از افراد نقل كرده‏اند كه او را در خواب ديده‏اند و او در خواب آن‏ها را شفا داده است.

 او همچنين توانسته است قدرت شفادهندگى خود را به بعضى از افراد منتقل كند و در چند مورد، از طريق آنان به شفاى بيمارى‏هاى حتى لاعلاج دست بزند. شواهد و تجربيات مستندى نيز در اينباره وجود دارد. شواهدى كه نشان مى‏دهد چگونه اين افراد صرفاً از طريق داشتن ارتباط روحى با او و بدون هيچ سابقه يا آمادگى قبلى، در شرايط خاصى كه در اين ارتباط قرار داشته‏اند، توانسته‏اند به شفاى بيماران بپردازند. كارى كه بقول خودشان هرگز خواب آنرا هم نمى‏ديدند.

 با توجه به عظمتى كه در اين تجربيات وجود دارد و با نتيجه‏گيرى از همان انگشت‏شمار گزارشاتى كه در اينباره ثبت شده است او يكى از بزرگ‏ترين شفاگران الهى است كه تابحال به تجربه رسيده است.

 ادامه دارد ...

برگرفته از سايت شفا

www.shafaa.com

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 9:16  توسط جستجوگر  | 

 

شفاگر الهى و بركت‏دهنده

 

فيض روح القدس ار باز مدد فرمايد       ديگران هم بكنند آنچه مسيحا مى‏كرد

 

نزديكان و شاگردان او با توجه به نشانه‏هاى او و شواهدى كه در اختيار دارند درباره او مى‏گويند كه روح خدا در او حلول كرده است و او روح خداست. او خود، نورى زنده است كه هرگاه نور خود را بر كسى بتاباند به او زندگى و حيات مى‏دهد و انتقال اين نور از او به بركت و شفاى بيمارى‏ها منجر مى‏شود. كلمات او سرشار از نيروى آفرينندگى و قوه خلاقه است زيرا هزاران تجربه اين موضوع را به اثبات رسانده‏اند كه چيزى كه او مى‏گويد كاملاً و جزء به جزء اتفاق مى‏افتد. كلام او نور را با خود دارد. كيفيت قدرت شفادهندگى او (نه كميت و تعداد شفايافتگان) در مقابله با افرادى كه به اين نام مشهورند، غيرقابل مقايسه است. او ارتباط گسترده‏اى با غيب دارد و وجودش مملو از قدرت‏هاى غيبى است. گذشته از نشانه‏ها و تجربيات متعددى كه درباره اثرات روح او با استناد به شواهد و تجارب افراد مختلف گزارش شده است يكى ديگر از توانايى‏هاى اعجاب‏برانگيز او كه طى چند تجربه ثبت شده گزارش شده است، قدرت الهى او در شفاى بيمارى‏هاى صعب‏العلاج و حتى علاج‏ناپذير بوده است. اين شفايافتگان نيروى خدايى او را با تكيه بر درمان بيمارى‏هاى لاعلاج خود تأييد مى‏كنند. از اين نظر مى‏توان شفاگرى را يكى از درخشان‏ترين ويژگى‏هاى روحى او دانست. با اين وجود به نسبت نشانه‏هايى كه قبلاً ذكر آن‏ها رفت، گزارشات زيادى درباره شفاى بيمارى‏هاى جسمى افراد وجود ندارد و تعداد اين تجربيات گزارش شده (درباره شفابخشى) معدود است.

ادامه دارد...

برگرفته از سايت شفا

www.shafaa.com
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 21:12  توسط جستجوگر  | 

چشمه بان کسیت ؟

شفا گرفتن تنها زمانی میسر است که جوینده چشمه بان را بیابد و از طریق او به آب چشمه دسترسی پیدا کند. چشمه بان می داند که او چگونه می تواند از جریان نورانی چشمه برخوردار شود. نور در وجودش به جریان در آید و تاریکی ها را بزداید و بیماری ها را بیرون براند. اما چشمه بان کیست ؟

در تمامی طول تاریخ این مردان حق و اولیاء خدا بوده اند که منتقل کننده نور و مجرایی برای شفا قرار گرفته اند. حتی برخی از آنان به دلیل اتصال کامل و همه جانبه با منبع شفا خود تبدیل به چشمه های شفابخش شده اند که با اذن خداوند و با تکیه به روح خدایی خود دست به شفای بیماران و رنجوران زده اند.

با وجود یاسی که در این دوران آخر وجود بشر را فرا گرفته و او را از ملاقات مردان حق نا امید ساخته جای این بشارت وجود دارد که هنوز هستند بزرگانی که به منبع شفا متصلند . می توان از حضور زنده آنها برخوردار شد و از آنها خواست تا به اتکا روح خود  نور و برکت را بر ما ببارند و برای شفای بیماری ها و بلکه همه گرفتاریها یاریمان کنند.

جستجو کنید تا بیابد .  باید آنها را به ایمان دریافت و به قلب شناخت . چشمه شفا در همین نزدیکی ها است و چشمه بان آن در دسترس .

ادامه دارد ....

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 16:3  توسط جستجوگر  | 

بيماران تشنگان آب حيات‌بخش از چشمة شفايند. اما چشمه كجا هست ؟ چگونه بايد آنرا پیدا کرد و به آن رسيد ؟ از چه راهي مي‌توان از جريان شفابخش آن برخوردار شد كه عطش را رفع كند و اثرش ماندگار بماند؟ آيا  آب هر چشمه‌ايي پاك و زلال است و شفا مي بخشد؟

هر شفاجويي ابتدا بايد پاسخ درست اين سوالات را بداند تا بتواند از جريانات حيات بخش شفا برخوردار شود. براي بيمار و مستأصلي كه همة راهها بر او بسته شده اين حياتي‌ترين اكسيري است كه مي‌توان به او داد.

عبارت " شفا گرفتن "  بار مفهومي عميقي در خود دارد و آن «گرفتنِ» شفاست . گرفتن چيزي ممكن نيست مگر دريافت‌كننده براي آن تلاش كند و شرايط دريافت آنرا داشته باشد.

شكي نيست كه تنها منبع شفا خداوند است و جريان حيات بخش را به هر كه واقعاً طلب كند جاري مي‌سازد. او هرگز بركات خود را ار بندگانش دريغ نمي‌كند اما بايد اصلي ترين شرط دريافت اين جريان يعني برقراري رابط با او را احراز نمود. اما چگونه ؟

باید چشمه بان را یافت و اینها را از او پرسید .

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 12:55  توسط جستجوگر  | 

چشمه شفا

چشمه ایی هست که راه به آسمان دارد . آبش نور و رنگش به رنگ خداست.  پاک است و زلال. تمام نشدنی است و هر که در آن غسل کند می تواند به بی نهایت وارد شود. صاحب آن محبت و بخشش خود را از هیچ کس دریغ نمی کند تنها کافی است که دست در آب آن فرو برد و از آن نوشید . بیماری که هیچ ، هیچ مشکل و رنجی در برابر اثر شفابخش آن تاب مقاومت ندارد . این چشمه ، چشمه بانی دارد مهربان و دوست داشتنی وهر که او را یافت برخوردار شد از تمام آنچه که نیاز دارد و رنگ باخت تمامی دردها و رنجها و مشکلاتش ...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 18:53  توسط جستجوگر  | 

به نظر شما شفا چه معنا و مفهومي دارد؟ و تفاوت آن با درمان چيست؟

   قبل از  اينكه به مفهوم شفا بپردازيم بد نيست يك تعريف مختصري از بيماري داشته باشيم، اگر بخواهيم بيماري را در يك عبارت كوتاه تعريف كنيم مي توانيم از زاويه اي بگوييم بيماري به معناي عدم تعادل يا خارج شدن از مسير تعادل است تعادلي كه در اثر گذشت زمان به دلايلي فراموش شده است. به عبارتي يك عامل بيماري زا بر ما غالب مي شود و ما مغلوب آن عامل مي شويم. زماني كه تعادل احيا شود، و ريشه بيماري يا مسئله از ميان برود، در اين صورت است كه ما شفا پيدا كرده ايم. البته بهتر است شفا را به شفاي بيماري ها محدود نكنيم، چون مسائل ما در زندگي مي توانند شفا پيدا كنند. مسائلي كه ما را بالا مي برند و باعث ارتقاء ما مي شوند. به هر حال شفا مي تواند در تمام ابعاد وجودي ما و همه زواياي زندگي ما اتفاق بيفتد، شفاي جسم، قلب، احساسات و عواطف، شفاي ذهن و افكار و روان، شفاي روح، شفاي معنوي، شفاي مسائل و مشكلات، ناراحتي ها و رنج ها، ضعف ها و نا تواني ها، مشكلات ارتباطي، اجتماعي، مالي و اقتصادي، كاري، خانوادگي و... 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 15:7  توسط جستجوگر  | 

 

سلام. قبلاً در خصوص درمان هماهنگ کمی صحبت کرده ایم. نکته بسیار مهم این است که روش هماهنگ فقط مربوط به درمان نیست، بلکه این روش و الگو را می توان در تمام زندگی پیاده کرد. روش انبیاء و اولیاء و ائمه همگی بر اساس قانون هماهنگی است. یعنی رفتار و عملکرد آنها بر اساس شرایط زمان، مکان، اوضاع  و شرایط جامعه، افراد مخاطب و...   فرق می کرد. به عنوا ن مثال امام علی(ع) زمانی سکوت می کند، زمانی در خانه می نشیند و زمانی می جنگد. امام حسن(ع) صلح می کند و امام حسین(ع) می جنگد و امام صادق(ع) دانشجو پرورش می دهد و.... هر کدام از این ها اگر جای دیگری بود، همان کاری را می کرد که آن دیگری انجام داده. نکته مشترک در  همه آنها هماهنگی با خواست خداوند متعال است.سایرانبیاء و اولیاء

نیز این گونه عمل کرده اند.در درمان هماهنگ نیز باید شرایطی لحاظ شود که در ادامه به لطف خداوند مهربان خواهیم گفت.

    

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 8:39  توسط جستجوگر  | 

شاید مطلبی که می خوانید کمی نا مانوس باشد اما توجه به آن می تواند به شما و سلامت شما کمک شایانی بکند، پس  لطفا با دقت بخوانید.  قبلا گفتیم روش درمان هماهنگ یعنی استفاده از روش درمانی مناسب و هماهنگ برای درمان بیماری ها. امروزه روش های درمانی زیادی برای درمان بیماری ها معرفی می شود که برخی بر اساس قوانین درستی شکل گرفته و برخی دیگر بر اساس توهمات و دروغ ها. یک درمانگر باید تا حدودی با این روش ها آشنا باشد تا بتواند در برخورد با بیماری های مختلف با شناختی که از بیماری دارد بتواند روش مناسب درمانی راانتخاب و به آن عمل کند. اگر درمانگر یا پزشکی با این روش ها آشنا نباشد و برای تمام بیماری های به ظاهر شبیه به هم از یک روش درمانی استفاده کند مانند استفاده از یک کلید برای قفل های به ظاهر مشابه است. پس گاهی بیماری های به ظاهر مشابه درمان های مختلفی دارند که باید مورد توجه قرار بگیرد، که این قسمتی از درمان هماهنگ است.

تفسير بخشي از تعاليم «ا . م» دربارة‌ درمان هماهنگ

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 7:29  توسط جستجوگر  | 

تصور کنید شما قفلی دارید که با کلید مربوط به آن باز می شود اگر شما کلید دیگری را برای باز کردن آن به کار بگیرید چه می شود؟ و یا اگر قفل عوض شود و شما بخواهید با همان کلید قفل را باز کنید؟ اصرار شما در باز کردن قفل منجر به از دست دادن زمان و یا شکستن کلید در قفل خواهد شد و با این کار گاهی امکان استفاده از کلید دیگر را نخواهید یافت همان طور که قبلاً گفته شد درمان هماهنگ یعنی استفاده از روش مناسب برای درمان بیماری ها گاه استفاده از یک روش درمانی خاص ( چه پزشکی رایج و چه پزشکی مکمل ) باعث می شود ما زمان مناسب برای درمان بیماری را از دست بدهیم و یا عوارض درمان نا متناسب ما می تواند باعث شود که درمان دیگری موثر نباشد. پس باز هم بر این نکته تاکید می کنم که درمان هماهنگ یعنی انتخاب روش هماهنگ در درمان.

                                         تفسير بخشي از تعاليم «ا . م» دربارة‌ درمان هماهنگ

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 7:22  توسط جستجوگر  |